الفبا از پ ، و ، ل شروع میشه

بابا دیگه آب نمیده چون اداره آب و فاضلاب آب رو قطع کرده

دهقان فداکار پیر شده و دنبال چندر غاز مستمری از این اداره میره تو اون اداره

مرغا هورمون خوردن و خروس شدن

خروسا مامانی شدن برای مرغا عشوه میان و ناز میکنن

سن ازدواج مرغا بالا رفته دیگه تخم نمی کنند

چوپان دروغگو عزیز شده و کلی طرفدار داره

شنگول و منگول بزرگ شدن و گرگ شدن. مامانشونم دو سه روزیه رفته تایلند گیساشو ببافه

دارا و سارا رفتن فرانسه کبابی باز کردن

کوکب خانم رفته یه ماکروفر سامسونگ خریده و دیگه حوصله مهمونداری رو نداره و جواب تلفن رو هم نمیده

کبری موهاشو مش کرده و تصمیم گرفته دماغشو عمل کنه

روباه و کلاغ دستشون تو یه کاسست

حسنک گوسفنداشو فروخته و پیکان خریده مسافرکشی می‌کنه

آرش کمانگیر معتاد شده و دیگه سنگ هم نمی تونه پرت کنه

شیرین، خسرو و فرهاد رو پیچونده و با دوست پسرش رفته اسکی

رستم و اسفندیار اسباشونو فروختن و موتور خریدن میرن کیف قاپی

پتروس از بس با دوست دختراش چت کرده انگشت درد گرفته و دیگه نمی تونه انگشتشو بکنه تو سوراخ سد

خانواده آقای هاشمی دیگه بنزین ندارن برن مسافرت در ضمن دل خوشی هم از راه و سفر ندارن چون آخرین باری که تو راه گوشت کبابی خریدن چوپان دروغگو گوشت خر بهشون فروخته

 

------------------

اگه تغییرات دیگه ای بوده و یادم رفته لطفا یادآوری کنید...

با تشکر چشمک


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: دوست دختر , سفر , ازدواج , چت


تاريخ : ٢٩ فروردین ۱۳٩۱ | ۸:٥۱ ‎ق.ظ | نویسنده : مهرانا | نظرات ()